نماد اعتماد الکترونيکي

هفتگی – پنج شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۹ | روضه حضرت ابالفضل (ع)

قرائت زیارت عاشورا

مدیحه سرایی : سیدمجتبی میرنعمتی

محل برگزاری : شهرری، باقرشهر، خیابان ۲۰ متری کاشانی، کـوچه شهید کریمیان، پلاک ۲۳۹، بیت العباس علیه السلام

تاریخ: ۲۴ شهریور, ۱۳۹۳
Print Friendly, PDF & Email
مؤمن و گرفتاری های او در دنیا

خداوند متعال چنین مقدّر فرموده است که مؤمنین و دوستداران او غالباً در تنگی و سختی و فقر و ابتلا به سر ببرند. این موضوع در زندگی انبیاء و اولیاء الهی هم به خوبی مشاهده می شود.
این سختی‌ها و گرفتاری‌ها گاهی برای پاک کردن مؤمن از لغزش‌ها و گناهان صغیره‌ای است که احیاناً از او سرزده و گاهی برای ترفیع مقام و بالا بردن درجات قرب است.
در این زمینه به چند روایت اشاره می‌شود:

۱- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«پیامبران به بیشترین سختی‌ها مبتلا می‌شوند، پس از آنان مؤمنین هستند که به قدر ایمانشان مبتلا می‌شوند.»

۲- حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:«اجر و پاداش بزرگ با گرفتاری‌های بزرگ همراه است. خداوند هر قومی را دوست بدارد، آنها را گرفتار می‌کند.»

۳- امام باقر علیه السلام فرمود:«وقتی خداوند بنده ای را دوست داشته باشد، او را غرق در گرفتاری می‌کند.»

۴- امام صادق علیه السلام فرمود:«محال است بر مؤمن چهل شب بگذرد، و مشکلی برایش پیش نیاید که او را محزون نکند. این مشکلات مایه تذکر و یادآوری به اوست.»

و نیز فرمود:«در بهشت درجه ای است که بنده به آن نمی رسد مگر اینکه به بیماری مبتلا شود.»

امام باقر علیه السلام فرمود:«همان طور که مرد از اهل خود دلجویی می کند، خداوند هم از مؤمن با هدیه‌ای از گرفتاری سرکشی می‌کند، و نیز او را از دنیا پرهیز می‌دهد، همانطور که طبیب، مریض را از غذا پرهیز می‌دهد. »

رسول خدا فرمود:«مؤمن مانند شاخه نهالی است که دردها و بیماری ها او را حرکت می‌دهند.»

شخصی به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد:«به خدا قسم من تو را دوست دارم.»
امام فرمود:«پس لباسی برای فقر آماده کن که من از رسول خدا شنیدم که فرمود:«فقر و تنگدستی به سوی محبّین تو از سیلی که به پایین درّه می ریزد سریع تر رو می‌آورد.» »

امام صادق علیه السلام فرمود:« خداوند به حضرت موسی علیه السلام فرمود:« من مخلوقی محبوب تر از مؤمنان خلق نکردم و آنها را فقط به آنچه خیر و صلاح‌شان است، مبتلا می‌کنم، چرا که صلاح آنان را بهتر می‌دانم …»

۱۰- امام سجاد علیه السلام فرمود: « مردم در زمان ما شش گروهند: شیر، گرگ، روباه، سگ، خوک، گوسفند.
شیرها همان پادشاهان ستمگرند که می خواهند بر همه غلبه پیدا کنند.
گرگ ها تاجرانی هستند که از جنس در موقع خریدن بد می‌گویند و در موقع فروش تعریف.
روباه ها دین فروشان و دو رویانند، سگ ها پرخاش‌کنندگان به مردم هستند، و خوک ها طالبان فساد و فحشاءاند.
اما گوسفندها کسانی هستند که پشم‌شان کنده می‌شود و گوشت‌شان خورده می‌شود و استخوان‌شان شکسته می‌شود، یعنی مؤمنین مبتلا و گرفتار.
پس گوسفندان در بین گروهی از شیران و گرگان و روباهان و سگان و خوکان چه کنند؟!»

دنیا و گرفتاری هایِ آن

دنیا به کدام معنی مذموم است؟

بدان که اکثر مردم عالم، مذمّت دنیا می کنند و خود گرفتار آن هستند و بسیار است که امر حقّی را دنیا نام می کنند و آن را مذمّت می نمایند و امر باطلی را ترک دنیا نام می کنند و خود را به آن می ستایند.

نه چنین است که زندگانی بد باشد یا آن که این را دشمن باید داشت بلکه آرزوی مرگ کردن و طلب آن نمودن مذموم است و کفران نعمت الهی است، بلکه آن چه مذموم است این است که آدم زندگانی را برای امور باطل خواهد یا آن که اعتماد بسیار بر زندگی داشته باشد و آرزوهای دور و دراز کند و مرگ را فراموش نماید و به سبب آن، اعمال صالحه را به تأخیر اندازد و مبادرت به اعمال بد کند به آرزوی این که آخر توبه خواهم کرد و اموال بسیار جمع نماید و مساکن رفیعه و اسباب بسیار برای خود تحصیل نماید به سبب اعتمادی که به تسویلات شیطان (اغواهای شیطان) بر عمر ناقص خود دارد، به این سبب از اموری که به کار آخرت می آید غافل شود، پیوسته عمر خود را صرف تحصیل این امور نماید برای اجتماع دنیا و از مرگ کراهت داشته باشد به سبب تعلّقی که به اولاد و اموال و اسباب خود دارد و زندگانی دنیا را برای این خواهد که از این ها متمتّع شود یا از فدا کردن خود در راه خدا برای محبّت زندگانی ابا نماید یا ترک طاعات و عبادات کند برای این که مبادا اعضا و جوارح و قوّت های او ضعیف شود.

زندگانی را برای این امور خواستن دنیاست و بد است و موجب شقاوت است امّا اصل زندگانی مایه تحصیل سعادت ابدی است و جمیع معارف و عبادات و علوم و کمالات و خیرات و سعادات در این زندگانی به هم می رسد و زندگانی را برای تحصیل این امور خواستن و از خدا طلب نمودن مطلوب است.

خانه ای نیک

حضرت سیدالساجدین علیه السلام می فرماید: خداوندا! مرا عمر ده مادام که عمر من صرف طاعت تو شود و هر گاه عمر من چراگاه شیطان شود و متابعت او نمایم به زودی قبض روح من بکن پیش از آن که مستحقّ غضب و عقاب تو شوم. و منقول است که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام شنید شخصی مذمّت دنیا می کند. فرمود: ای مذمّت کننده دنیا که فریفته آن شده ای و بازی آن را خورده ای! آیا فریبش را می خوری و بعد از آن مذمّتش می کنی. دنیا می تواند که گناه را بر تو ثابت کند و تو بر آن جرم اثبات نمی توانی کرد. کی تو را غافل نمود از احوال خود و به چه چیز و چگونه تو را فریب داد و حال آن که به قبرهای پدران تو و استخوان های پوسیده ایشان و به خواب گاه مادران تو در زیر خاک تو را عبرت فرمود… به درستی که دنیا نیکو خانه ای ست برای کسی که پندهای او را باور کند و خانه عافیت است برای کسی که در احوال آن تدبّر نماید و بفهمد و خانه توانگری است برای کسی که توشه آخرت خود را از آن برگیرد و محل تنبّه و آگاهی است برای کسی که از اوضاع آن پند گیرد.

 محبّت مال دنی

محبّت مال و جمع کردن درهم و دینار از روی حرص، بدترین صفات ذمیمه است و موجب ارتکاب محرّمات و ظلم و طغیان و فساد می شود و چون دل را یک محبوب بیش نمی باشد، این محبّت باعث می شود که محبّت الهی را از دین بیرون کند و پیوسته در جمیع کارها منظور او مال باشد و همین است معنی مال پرستیدن.

و علاج این خصلت آن است که بعد از توسّل به جانب مقدس الهی، در فنا و نیستی دنیا تفکّر نماید و ملاحظه کند که آن چه جمع می کند به کار او نمی آید و آن چه در راه خدا صرف می کند، ابد الاباد به کار او خواهد آمد و در عظمت رتبه علم و عبادت و کمالات و آثاری که در دنیا و آخرت بر آن ها متُرتب می شود، فکر کند تا بر او معلوم شود این امر سهل باطل را که به زودی از آدمی جدا می شود، مانع تحصیل آن قسم کمالات ابدی که همیشه با این کس خواهد بود، نمی توان نمود. و تأمّل نماید در عقوبت هایی که خدا برای کسب مال حرام مقرّر فرموده و در این که مال حلال را هم حساب می باید داد. و در ثواب صرف کردن در راه خدا یک را ده و هفتصد را هفت صد هزار عوض می دهد روزی که دست آدمی از جمیع وسیله ها کوتاه شده است. و بدان که حق تعالی ضامن رزق است و اعتماد بر اوست نه بر مال. و عبرت گیر از احوال جمعی که مال های بسیار جمع کردند و هیچ به کار ایشان نیامد و وبالش از برای ایشان ماند.

و جمعی متوجه عبادت و تحصیل آخرت شدند، روزگار ایشان به اَحسن وجوه گذشت. حضرت صادق علیه السلام فرمود: کسی که یقین داند حساب قیامت حق است، جمع مال چرا می کند؟ و در حدیث دیگر فرمود: در میان بنی اسرائیل در زمانی قحط عظیم به هم رسید به حدی که قبرهای مرده ها را می شکافتند و گوشتهای ایشان را خوردند در یکی از آن قبرها لوحی یافتند که بر آن نوشته بود من فلان پیغمبرم و قبر مرا فلان حبشی نیش خواهد کرد. بدانید آن چه را پیش فرستاده بودیم یافتیم و آن چه صرف کرده بودیم بر وجه طاعت سود بردیم و آن چه از عقب خود گذاشتیم زیان کردیم به ما نفعی نداد.

ریاست طلبی

به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: «هر که طلب نماید ریاست و سر کرده بودن را هلاک می شود». و در حدیث دیگر فرمود: «زینهار! بپرهیزید از جماعتی که ریاست می طلبد و بزرگی را بر خود می بندد [و باز حضرت می فرمایند:] «گمان مکنید من نیکان و بدان شما را نمی شناسم. و اللّه بدترین شما کسی است که دوست دارد مردم از پی او راه روند و سر کرده ایشان باشد. به درستی که چنین کسی یا دروغ گو است و یا بی عقل».

امام سجاد (ع) در دعای ۵۴ صحیفه سجادیه فرموده اند که هر گاه اندوه و گرفتاری دنیا به شما روی آورد این گونه خدا را بخوانید: « یا فارِجَ الهَمِّ وَ کاشِفَ الغَمِّ، یا رَحمنَ الدُّنیا والاخِرَهِ وَ رَحیمَهُما، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمّدٍ وَ افرُج هَمّی وَاکشِف غَمّی یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَم یَلِد وَ لَم یوُلَد وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ اِعصِمنی وَ طَهِّرنی وَ اِذهَب بِبَلِیَّتی . آن گاه آیهالکرسی (آیه ۲۵۵ سوره بقره) و سوره فلق و ناس و توحید را بخوانید و بگویید: «ای خدای من، مانند کسی که نیازمندیش به نهایت رسیده و فریادرسی نمی یابد و نیرویش سست شده و نیرودهنده ای نمی شناسد و گناهانش بسیار است و آمرزنده ای سراغ ندارد… جان مرا آن دم بازستان که در ایمان استوار باشم و رشته نیاز مرا از این جهان بگسل و میل و رغبت و نیاز مرا به آنچه در نزد توست قرار ده… خدایا میل و نیاز مرا در درخواست از خودت آن گونه قرار ده که آنچه دوستانت از تو می خواهند من نیز از تو بخواهم و از آنچه میترسند بترسم…»
امام صادق (ع) فرموده اند: «کسی که صبح و شب کند در حالی که بزرگترین اندوهش دنیا و خواسته های مادی باشد خداوند فقر و نیازمندی را بر سر راهش مینهد و کارش را پراکنده می گرداند و در دنیا به آنچه خواسته دست نمی یابد، مگر چیزی که برای او مقدر شده باشد؛ اما کسی که صبح و شب کند در حالی که بزرگترین اندوهش آخرت و دینداری و تحصیل رضایت خدا و پرهیز از قهر و عذابش باشد خداوند غنا و بی نیازی را در دل او قرار می دهد و کارش را منظم می کند.» از این رو، در تعالیم اسلامی، آمده است که به هنگام روی آوردن گرفتاریهای دنیایی به سوی خدا برویم و آنها را از نزد او بجوییم تا مصداق این روایت نگردیم.

چگونه اجابت دعا با قضای الهی و قوانین جاری آفرینش سازگاری دارد؟
سؤال دیگری هم مطرح است و آن این که آیا اساساً قوانین آفرینش استثناپذیر است؟ پاسخ در هر دو مورد منفی است: نه دعا با قضا و قدر الهی ناسازگاری دارد و نه قوانین استنثناپذیر است؛ و اگر تغییراتی در سنتهای جهان مشاهده می شود معلول تغییر شرایط است؛ و بدیهی است که هر سنّتی در شرایط خاصی جاری است و با تغییر شرایط، سنتی دیگر جریان می یابد و آن سنت نیز در شرایط خاص خود کلیّت دارد و آنچه را علوم تجربی بیان کرده است در شرایط مخصوص و به شکل محدود صادق است. بنابراین تغییر قانون و سنت نیز به حکم قانون و سنت است؛ ولی نه به این معنی که قانونی به حکم قانونی دیگر نسخ و باطل شود، بلکه به این معنی که شرایط یک قانون تغییر می کند و شرایط جدید به وجود میآید و در شرایط جدید، قانون جدید حکم فرما می شود. پس اگر مرده ای زنده شود و یا فرزندی بدون پدر متولد شود و یا بر اثر دعایی، امری خارق العاده پدیدار شود یا امری حتمی رفع گردد، خود حساب و قانونی دارد و برخلاف سنت الهی و قانون حاکم بر جهان نیست. منتهی مسئله این است که بشر همه سنتها و قانونهای آفرینش را نمی شناسد. از پیامبر اکرم (ص) پرسیدند: «با وجود این که هر حادثه ای در جهان به تقدیر الهی و قضای حتمی اوست، دعا و دوا چه اثری دارد؟» در پاسخ فرمودند: «دعا نیز از قضا و قدر الهی است.»

منبع:
بحارالانوار، ج ۶۷، باب ۱۲، از صفحه ۱۹۶ تا ۲۴۹٫