نماد اعتماد الکترونيکي

هفتگی – پنج شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۹ | روضه حضرت ابالفضل (ع)

قرائت زیارت عاشورا

مدیحه سرایی : سیدمجتبی میرنعمتی

محل برگزاری : شهرری، باقرشهر، خیابان ۲۰ متری کاشانی، کـوچه شهید کریمیان، پلاک ۲۳۹، بیت العباس علیه السلام

آرشیــــو مـقــلات
تاریخ: ۲۳ شهریور, ۱۳۹۳
Print Friendly, PDF & Email
گناهان صغیره و کبیره

گرچه تمام گناهان از آن جهت که سرپیچی از دستور خداوند تعالى هستند، بزرگ می باشند، اما با توجه به خصوصیات ذاتى و تبعات مختلف و آثار گوناگونى که در آنها وجود دارد مى توان حدس زد که تمام گناهان با هم برابر نیستند: بعضى بسیار بزرگ، پاره اى بسیار کوچک و برخى متوسط هستند. بدیهى است گناه قتل نفس به مراتب بزرگتر از گناه ضرب و شتم یک انسان، و گناه زنا بزرگتر از گناه نگاه کردن به نامحرم است. با پذیرش این نکته در اینجا دو سؤال مطرح مى شود:

الف. با اینکه همه گناهان در مقام مقایسه با یکدیگر، شدت و ضعف دارند، آیا تقسیم گناه به کبیره و غیره، مطلق است یا نسبى؟

ب. برفرض که این تقسیم بندى (تقسیم مطلق) درست باشد، معیار کبیره و صغیره چیست و با چه ملاکى مى توان گناهان بزرگ را از گناهان کوچک تشخیص داد؟ در پاسخ سؤال نخست باید گفت: هر چند گناهان در مقام مقایسه با یکدیگر شدت و ضعف دارند و تقسیم به کبیره و غیره از این لحاظ نسبى است – یعنى ممکن است یک گناه نسبت به گناه بالاتر صغیره و نسبت به گناه کوچکتر کبیره محسوب شود – اما آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام)، در یک جمع بندى کلى، گناهان را به دو دسته تقسیم نموده و براى این تقسیم بندى معیارى کلى ذکر کرده اند، یعنى در یک تقسیم بندى کلى گناهان به دو گروه کوچک و بزرگ تقسیم شده و هر گروه در جایگاه خاصى قرار گرفته است. از این نظر هیچ یک از گناهان کوچک در ردیف گناهان بزرگ و هیچ یک از گناهان بزرگ در ردیف گناهان کوچک قرار نمى گیرد.

در قرآن کریم چنین مى خوانیم: «ان تجتنبوا کبائر ماتنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم و ندخلکم مدخلا کریما»: اگر از گناهان بزرگى که از آن نهى شده اید، اجتناب کنید، گناهان کوچک شما را مى پوشانیم وشما را در جایگاه خوبى وارد مى سازیم (نساء، ٣١).

و در آیه اى دیگر مى خوانیم: «الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش الا اللمم ان ربک واسع المغفره: (نیکوکاران) کسانى هستند که از گناهان بزرگ و زشتى ها، جز گناهان کوچک پرهیز مى کنند، بى گمان آمرزش پروردگارت وسیع است (نجم،٣٢).

و درباره بهشتیان مى خوانیم: «و الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش»: (مواهب آخرت، جاودانه است براى) آنانکه از گناهان بزرگ و کارهاى زشت پرهیز مى کنند (شورى، ٣٧).

از این آیات به روشنى استفاده مى شود، که گناهان، دو گونه اند: کبیره و صغیره و همچنین استفاده می شود بعضى از گناهان، بدون توبه حقیقى بخشودنى نیست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است.

روایات متعددى نیز از ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده که بیانگر تقسیم گناهان به کبیره و صغیره است، ودر کتاب اصول کافى یک باب تحت عنوان «باب الکبائر» داراى ٢۴ حدیث است به این موضوع اختصاص یافته که است.

معیارهای مختلفی برای شناخت گناهان کبیره ذکر شده است. طبق نظری که مرحوم سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در کتاب عروه الوثقی (باب شرایط امام جماعت) آنرا مطرح کرده اند و تعدادی از علما آنرا قبول کرده اند، برای شناخت گناهان کبیره چهار راه وجود دارد:

۱ـ هر گناهی که در قرآن و حدیث به کبیره بودن آن تصریح شده باشد (این قسم بیش از چهل گناه است که در اخبار اهلبیت (علیهم السلام) به آن تصریح شده است).

۲ـ هر گناهی که در قرآن مجید یا احادیث معتبر به مرتکبین آن وعده آتش داده شده است چه وعده صریح باشد، مانند: «و من قتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدا فیها»: و کسیکه مومنی را عمدا به قتل برساند، پس جزایش جهنم است در حالیکه در آن جاودان است (نساء، ۹۵) و چه غیر صریح مانند فرمایش پیغمبر (صلی الله علیه و آله): «من ترک الصلاه متعمدا فقد برء من ذمه الله و ذمه رسول الله»: هر که عمدا نماز خواندن را ترک نماید از امان و پناه خدا و رسولش خارج است. وعده عذاب در این روایت به کنایه است نه به صراحت. دلیل این معیار روایات بسیاری است که حضرت باقر و حضرت صادق (علیهما السلام) فرموده اند: «گناه کبیره هر گناهی است که خدای تعالی وعده آتش بر آن داده باشد».

و از روایتی که حضرت عبدالعظیم آنرا نقل کرده است معلوم می شود: فرقی نمی کند که وعده عذاب در قرآن باشد و یا در احادیث.

۳ـ هر گناهی که در قرآن یا در احادیث معتبر از گناه دیگری که کبیره بودنش مسلم است، بزرگتر شمرده شده است. مثلا قتل از جمله گناهانی است که در برخی از روایات به کبیره بودنش تصریح شده و در قرآن مجید، وعده عذاب بر آن داده شده است. پس اگر در قرآن مجید یا حدیثی که معتبر است تصریح شود که فلان گناه از قتل نفس بزرگتر است آن گناه هم کبیره می شود مانند فتنه کردن که در قرآن مجید می فرماید از قتل نفس بزرگتر است: (و الفتنه اکبر من القتل)، پس یقینا فتنه هم از گناهان کبیره است.

۴ـ هر گناهی که نزد متدینین بزرگ شمرده شود به طوری که یقین حاصل شود که بزرگی آن منتهی به زمان معصومین می گردد. مانند نجس نمودن مسجد از روی علم و عمد و بقصد هتک احترام خانه خدا، یا پرتاب کردن و انداختن قرآن مجید به قصد بی احترامی به آن.

علامه طباطبایی (ره) در این مورد، می فرمایند: «بزرگى معصیت وقتى تحقق مى یابد که نهى از آن نسبت به نهی ای که از معصیت دیگر شده مهم تر باشد. و نشانه اهمیت نهى شدیدتر بودن خطاب است، یا اینکه در خطاب اصرار شده باشد (در موارد متعدد، تکرار شده باشد)، و یا اینکه مرتکبش به عذاب آتش تهدید گشته باشد، و یا به نحوى دیگر از آن اهمیت گناه استفاده شود».

حضرت امام خمینی (ره) نیز – در کتاب تحریر الوسیله – می فرمایند: «گناهان کبیره عبارتند از هر گناهى که وعده آتش و یا عقاب در برابر آن وارد شده باشد و یا با شدت زیادی از اجتناب آن نهی شده باشد و یا دلیلى وارد شده باشد بر اینکه آن گناه از بعضی از گناهان کبیره بزرگتر و یا مساوى آن است و یا عقل حکم کند به اینکه آن گناه کبیره است و یا نزد مردم دین دار مسلم و قبول شده باشد که فلان گناه کبیره است و یا تصریحی بر کبیره بودن آن گناه رسیده باشد».